صبحها وقتی دارم مسواک میزنم به فکر حرفای دیروز همکارم هستم،
موقع صبحونه خوردن حواسم به اخبار آب و هواست،
توی اتوبوس و تاکسی به فکر برنامه ی آخر هفته هستم،
سر کار همش تو فکر خونه ام و فیلمی که دیشب دیدم و حرفای زنداییم و ...
وقتی دارم مطالعه میکنم با دوستام اس ام اس بازی میکنم،
وقتی با تلفن صحبت میکنم همزمان ایمیل چک میکنم .. گاهی اوقات موقع ناهار هم ایمیل چک میکنم!
موقع تهیه گزارش حواسم پیش دو تا همکار دیگمه که دارن پشت سر مدیر حرف میزنن،
توی راه خونه یادم میاد از دیتابیسم بک آپ نگرفتم، یکی دوتا تلفن مهم کاری رو فراموش کردم و کلید کمدم رو هم روی قفلش جا گذاشتم .. تازه در همین حین دارم آهنگ هم گوش میدم!
موقع شام به این فکر میکنم که چه جوری متلک همکارم رو تلافی کنم .. همزمان تلویزیون نگاه میکنیم و راجع به اتفاقات روز صحبت میکنیم..
قبل از خواب بالاخره یادم می افته که آخر بهمن کنکور دارم و شروع میکنم به غصه خوردن و هی تو دلم به خودم بد و بیراه میگم که چرا درس نمیخونم .. همینجوری که دارم غصه میخورم خوابم میبره ...
.
میتونم بگم تو هیچ کاری تمرکز ندارم!
چقدر خوب میشد اگر هر لحظه روی کاری که دارم میکنم تمرکز کنم و فقط به همون لحظه و همون کار فکر کنم .. اینجوری نه چیزی یادم میره، نه خرابکاری میکنم، نه مجبورم گزارشم رو ده بار کنترل کنم... تازه از همه مهمتر اینه که میتونم از غذایی که دارم میخورم، همصحبتی با دوستام و خانوادم یا حتی خوابی که واقعا یه نعمته نهایت لذت رو ببرم ...
