واسه تنبل خانی مثل من هیچ چیز سخت تر از این نیست که بعد از بیش از 2 هفته بخور و بخواب مجبورباشه فردا بره سر کار
.. حیف شد! به قول بابام بالاخره سور تموم شد!! نمیدونم چرا بعضیا با روزهای تعطیل سال مخالفند؟ من که واقعا با این همه تعطیلات عید و تعطیلات وسط سال موافقم و کلی باهاشون حال میکنم.. از لحاظ تنبلی با گیگیلی احساس همزاد پنداری میکنم!! ![]()
با اینکه بیشتر تعطیلات سرماخورده بودم و تازه خوب شدم اما خیلی خوش گذشت و حال داد .. کلی فیلم دیدم کلی مهمونی رفتم و کلی با دوستام بیرون رفتم البته کلی هم به خاطر شکلات و شیرینی و آجیلی که خوردم جوش زدم و تپل شدم .. از فردا که شنبه باشه تصمیم گرفتم رژیم بگیرم و یه مقدار کمتر بخورم که بیام رو فرم!!![]()
چه هفته ی سختیه این اولین هفته ی کار بخصوص که از شنبه شروع میشه
.. سخت تر اینکه حالا حالا ها تعطیلی نداریم و اون چند تا تعطیلی تابستون هم خورده به پنجشنبه ... البته این چیزا اصلا مهم نیست چون انقدر همه چیز زود میگذره و تموم میشه که اصلا متوجه نمیشیم و تا چشم به هم بذاریم باز عید سال آینده ست .. خدا کنه تو این بدو بدوی زمان اتفاقای خوبی در انتظارمون باشه .. از ظهر دارم به خودم روحیه میدم که به به، خستگیم در رفت، دیگه آماده ی کارم، میخوام امسال بترکونم
...
حدودا 16 روز دیگه تولدمه .. یه کم دارم دچار افسردگی میشم آخه من اصلا دوست ندارم پیر بشم
.. دوست دارم تو همین سن و سال باقی بمونم .. این گذر سریع زمان و اینکه دارم جلوی چشمم اثرات پیری و سالخوردگی رو میبینم واقعا باعث میشه از اینکه دارم بزرگ میشم افسرده بشم ...
