تبليغاتX
خانوم شانن

خسته شدم از این زندگی

دلم آرامش میخواد – چیزی که مدتهاست ندارم و جاشو استرس و نگرانی و خستگی بیش از حدِ کار گرفته .. بدتر از همه، روزهای تکراری ..

گاهی اوقات فکر میکنم کاش یه عالمه پول داشتم اونوقت دیگه لازم نبود انقدر خودمو واسه کار بکشم، همش میرفتم دنبال خوش گذرونی و کیف زندگی رو میبردم اما میدونم که اونوقت هم عمرا نمیرفتم دنبال خوش گدرونی چون من ذاتم اینجوریه که نمیتونم بیکار بگردم .. پس باید یه فکر دیگه بکنم!

*

حالم از خیانت به هم میخوره .. یکی دو سالی هست که از این ماجرا میگذره و من در تمام این مدت فقط نظاره گر ماجرا بودم .. حالا این رابطه داره خیلی عمیق تر از اون چیزی که من فکرشو میکردم میشه و من میترسم نتونم تحمل کنم چون یه جورایی به زندگی منم مربوط میشه .. من نمیخوام دوستمو از دست بدم .. قضیه اینه:

اگه یه روز با دوست پسرت که فوق العاده دوستش داری قرار بذاری و دوست (دختر) صمیمی خودت روهم همراهت ببری و بعد از چند ماه بفهمی که دوستت با پسره ریخته رو هم چی کار میکنی؟

1-      با پسره به هم میزنی و هر چی از دهنت در میاد بهش میگی و قسم میخوری دیگه با هیچ پسری دوست نشی چون واقعا بی ارزشند

2-      با هر دو شون به هم میزنی و ..

3-      خودکشی؟

4-      به روی خودت نمیاری و ادامه میدی

5-      با همه قطع رابطه میکنی و توی لاک خودت فرو میری

6-      با اولین خواستگاری که اومد ازدواج میکنی و همه چیزو فراموش میکنی

7-      به هردوشون تبریک میگی و براشون آرزوی موفقیت میکنی و ترغیبشون میکنی که به هم نزدیکتر بشن اما خودت ...

من همین آخرین راه رو انتخاب کردم .. همیشه سعی کردم بخندم و به روی خودم نیارم .. سعی کردم خودمو بزنم به اون راه و بگم شاید قسمت این بوده و بهتره صبر کنم ببینم چی میشه .. حتی سعی کردم بهشون کمک کنم! چرا؟ چون من هردوشونو میشناسم .. به عبارتی من هم فامیل عروسم هم داماد! اما خوب منم یه ظرفیتی دارم .. این وسط هیچ کس به من فکر نکرد! هیچ کدوم فکر نکردن ممکنه من دلم بشکنه، خورد بشم ...

اما اخیرا این وضعیت برام غیر قابل تحمل شده .. ازش متنفرم .. فکر کن! آدمی که یه زمانی جونم بهش بسته بود حالا انقدر ازش متنفرم که میخوام سر به تنش نباشه .. بوی گند خیانت میده .. حالم ازش به هم میخوره .. دلم نمیخواد هیچ جوری هیچ نقشی توی زندگیم داشته باشه ..

ای بابا .. اصلا من واسه چی این حرفا رو زدم؟ .. خود آزاری دارم که دوست دارم همه چیزو واسه خودم هی تکرار کنم؟ شاید !

اصلا ولش کن ..

*

هنوز جوابای کنکور لعنتی نیومده ...

خدایا دلم برای هیجان تنگ شده! یه جوری منو هیجان زده کن .. دلم میخواد از ته دل خوشحال بشم و بخندم و بپرم هوا ...

 

نوشته شده توسط خانوم شانن در ساعت 18:40 | لینک  | 

 

"با خدا همه چیز ممکن است"

خدایا میدونم امتحانو گند زدم و رتبه خوبی نیاوردم،

اما میشه یه کاری کنی قبول بشم؟

دلم میخواد مدیریت IT قبول بشم .. اصلا هر جا تو بگی .. اما خوب اگه نظر تو ام مثل خواسته ی دل من دانشگاه الزهرا باشه خیلی بهتره...

بزودی نتیجه ها رو میدن .. لطفا یه کاری بکن .. خیلی نگرانم! مُردم از بس جوش عصبی زدم ..

میدونی که من آدم درس خوندن نیستم که بگیم حالا ایشالا سال دیگه .. چون سال دیگه هم اوضاع من همینه .. چه بسا بدتر !! پس عاجزانه ازت میخوام یه کاری بکنی...

 

نوشته شده توسط خانوم شانن در ساعت 15:58 | لینک  | 
 
------ ----