من از تو دل نمی بُرم
اگرچه از تو دلخورم
اگرچه گفته ای تو را
به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن
کنار تو نشسته ام
منی که در جوانی ام
به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه
شبانه خنده می کنی
من شکست خورده را
خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها
نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من
چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب
رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من
همیشه در هنوز ها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را
بدون من شناختی
...
اینو همینجوری نوشتم .. کلا از شعرای چاوشی خوشم میاد
یه اتفاقایی داره واسم میفته اما الان نمیگم چی
...
باز دلم واسه دوستام تنگ شده اما چه میشه کرد همه گرفتارن و برنامه ها با هم جور در نمیاد!
یه هفته ای هست درِ کانون زبان شعبه سید خندان رو تخته کردن .. مثله اینکه ازشون شکایت شده .. خلاصه این هفته کلاس زبانم نرفتم و همش کار بوده .. البته یه کم ولگردی هم به عنوان چاشنیش بوده ..
راستی از معلم زبان این ترممون نگفتم .. خیلی باحاله .. آدم خیلی راحتیه .. سوادش زیاده اما لهجه ش افتضاحه، انگلیسی رو با لهجه سلیس فارسی حرف میزنه .. جالبتر اینکه خیلی از کلمه ها یا اصطلاحاتو معنی (ترجمه) میکنه مثلا اون روزی گفت get on ، سوار شدن .. یکی نیست بگه بابا ما مثلا ترم بالاییما دیگه این چیزا رو که میدونیم .. اصلا معنی نداره تو کلاس زبان کسی فارسی حرف بزنه ... خیلی هم خوشگل و خوش تیپه .. سنش بالاست اما به نظر میرسه تازه ازدواج کرده چون همش my husband، my husband میکنه .. بچه هم نداره وگرنه تو هر موردی پای یکی از بچه هاشو وسط میکشید
.. اصلا این خوراکه معلم زباناست که هی از خونوادشون سر کلاس بگن و از خودشون تعریف کنن .. عوض اینکه فرصت بدن شاگرداشون سر کلاس حرف بزنن انگار میخوان عقده های خودشونو خالی کنن....
آخ گفتم معلم .. یاد روز معلم افتادم
معلم عزیزم روزت مبارک![]()
من مامانم
معلمه، سالهاست سوم ابتدایی درس میده و امسال آخرین سالیه که تدریس میکنه و بعدش بازنشسته میشه، جالبه که تو این همه مدت هیچی توی زندگیمون کم نذاشته ...
همیشه روز معلم که میشه تا 2-3 روز بعدش با کلی کادوی ریز و درشت میاد خونه و ما هم که همیشه از اون ذوق زده تریم میفتیم به جون کادو ها و هرکی هرچی به دردش میخوره برمیداره .. انگار سر گردنست
...
من خودمم مدت زیادی منطقه 7 تدریس میکردم .. پارسال واسه روز معلم از طرف آموزش پرورش منطقه هفت یه جشن برگزار شد که منم دعوت داشتم .. هم خیلی خوش گذشت، هم یه هدیه ی خوشگل گرفتم .. الان یاد اون روز افتادم ..
من تدریس رو واقعا دوست دارم، بخصوص درس دادن سر کلاس
.. دوره ی خیلی خوبی بود ...
سلام
وای 3 هفته است کامپیوتر ندارم
خراب شده
آرش (؟) انقدر باهاش ور رفت تا بالاخره فهمید هاردش مشکل داره و باید عوض بشه
حالا آخره برجیه از کجام بیارم هارد بگیرم...
تو شرکت انقدر کار دارم که نمیرسم چهار تا وبلاگ بخونم .. کلی وبلگ save کردم اما هنوز نرسیدم بخونمشون!!
حتی نمیرسم کامنتهام رو چک کنم
کلی اول سالیه سرم شلوغه
.
راستی بالاخره تولدم شد!
جمعه 30 ام فروردین
جمعه و شنبه انقدر پیام و ایمیل و تلفن تبریک داشتم که خدا میدونه .. خیلی حال داد .. واقعا خوشحال شدم وقتی دیدم انقدر دوست و آشنای خوب دارم .. از همه باحالترش یکی دوتا از دوست پسرهای قدیمیم بودند..
البته کادوی زیادی نگرفتم اما همین که خیلی ها به یادم بودند واقعا برام جالب بود..
خواهرم برام یه کیف سفید خریده .. انقدر نازه که نگوووووو
.
تا کامپیوترم درست بشه خیلی نمیتونم بیام بنویسم - با اینکه یکی دوتا موضوع جالب واسه نوشتن دارم... همه دعا کنید زودتر درست بشه .. وقتی میرم خونه و نمیتونم کاری بکنم احساس میکنم فلج شدم .. خیلی دوستش دارم خیلی بیشتر از.....
.
قرارداد سه ماهه ی آزمایشیم تو شرکت تموم شده و قراره حقوقم زیاد بشه.. وای که چقدر خوبه حقوق آدم بالا بره ..
